25 نوامبر روز مبارز علیه خشونت علیه زنان محکوم است»آدرس کانال تلگرامی زن و زندگی. @Womanandlife
موفقیت فعالان کارگری بعد از یک دهه؛ سامسونگ از کارگرانش عذرخواهی کرد
شرکت سامسونگ بهطور رسمی از کارگرانی که به دلیل کار کردن در این شرکت مریض شدهاند یا فوت کردهاند عذرخواهی کرد.
اوایل ماه نوامبر سالجاری، سامسونگ پذیرفت به کارگرانی که بهدلیل کار کردن در خطهای تولیدی این شرکت بیمار شدهاند غرامت پرداخت کند.
کینام کیم یکی از مدیران سامسونگ اعلام کرد: «صادقانه از کارگرانی که از بیماری رنج میبرند و از خانوادههای آنها عذرخواهی میکنیم.»
او در جمع فعالان کارگری و خانواده کارگران آسیب دیده اضافه کرد: «در مدیریت درست برای مقابله با تهدیدها علیه سلامت کارمندانمان در بخش نمایشگرها و بخش محصولات نیمه هادی ناکام بودیم.»
حدود یک دهه پیش کارزاری علیه شرکت سامسونگ شکل گرفت. این کارزار در پی مرگ یومی هاوانگ دختر ۲۳ سالهای ایجاد شد که بهخاطر کار در سامسونگ دچار سرطان خون شد و جان باخت. پدر این دختر از سامسونگ در آن زمان درخواست غرامت کرده بود اما با درخواست او موافقت نشده بود.
این پدر با کمک فعالان کارگری، کارزار حمایت از سلامت و حقوق افراد شاغل در صنایع نیمه هادی را ایجاد کرد. این کارزار اعلام کرده است که ۳۲۰ کارگر در استخدام سامسونگ الکترونیک، به بیماریهای مرتبط با کار مبتلا شدهاند که این بیماریها باعث مرگ ۱۱۸ نفر از آنها شده است. طبق توافق صورت گرفته، قرار است به هر کارگر آسیب دیده یا خانواده وی تا مبلغ ۱۳۳ هزار دلار بهعنوان غرامت پرداخت شود.
کسانیکه از سال ۱۹۸۴ در بخش تولید تراشههای کامپیوتری و نمایشگرها فعال بودند و دچار بیماری شدهاند میتواند درخواست دریافت غرامت را ارائه کنند. این غرامت ۱۶ نوع سرطان، برخی بیماریهای نادر، سقط جنین و بیماریهای ژنتیکی منتقل شده به کودکان این کارگران را هم شامل میشود.
بعد از عذرخواهی رسمی سامسونگ، آقای هاوانگ گفت: «عذرخواهی برای خانواده قربانیان کافی نیست اما آنها این عذرخواهی را میپذیرند.»
او اضافه کرد: « من نمیتوانم دردی را که دخترم تحمل کرد و مشکلاتی که برای خانواده ایجاد شد، فراموش کنم. بسیاری دیگر هم تجربه مشابهی داشتند.»
جزییات نحوه ثبت نام کارت سوخت المثنی
به گزارش ایسنا، در این اطلاعیه تاکید شده است مالکین خودرو یا موتور سیکلت که کارت سوخت فعال در سامانه هوشمند دارند در صورت ثبت تقاضای صدور کارت المثنی، کارت اولیه آنها ابطال خواهد شد؛ بنابراین توصیه میشود صرفا افراد فاقد کارت سوخت برای ثبت نام مراجعه کنند.
نخستین روش ثبت نام
رثبت نام مالکان خودرو یا موتور سیکلت فاقد کارت سوخت با مراجعه حضوری به دفاتر پلیس+۱۰ از شبنه ۳ آذر ماه با ارائه مدارک لازم طبق ضوابط جاری انجام پذیر است.
مالکان خودروهای عمومی دولتی اعم از سواری، وانت و موتورسیکلت و مالکان خودروهای قولنامهای برای ثبت نام کارت سوخت المثنی، میتوانند همانند گذشته صرفا با مراجعه به دفاتر پلیس+۱۰ نسبت به ثبت تقاضای خود اقدام کنند.
خودروهای نو شماره، دارای کارت سوخت بوده و کافی است مالکان آنها برای دریافت کارت سوخت خود به دفاتر پست مراجعه کنند.
دومین روش ثبت نام
مراجعه به سامانه خدمات دولت همراه به نشانی (www.mob.gov.ir) و ورود به گزینه درخواست کارت سوخت المثنی و ثبت اطلاعات. این سامانه از ۵ آذرماه در دسترس عموم قرار میگیرد و ثبت اطلاعات در این سامانه رایگان است.
سومین روش ثبت نام
دریافت و نصب رایگان اپلیکیشن خدمات دولت همراه و ورود به گزینه درخواست کارت سوخت المثنی از تاریخ ۵ آذر ماه به به شرح زیر:
نسخههای Android و IOS این اپلیکیشن از چهار منبع قابل دریافت است:
· سامانه خدمات همراه دولت (mob.gov.ir)
· ایران اپس (iranapps.ir)
· کافه بازار (cafebazaar.ir)
· اپ استور (appstore.ir)
جدول زمانبندی مراجعه به سامانه خدمات دولت همراه
براساس رقم سمت راست شماره تلفن همراه
رقم روز تاریخ
۹۹ دوشنبه ۱۳۹۷/۹/۵،
۸۹ سه شنبه ۱۳۹۷/۹/۶
رقم آخر ۹ چهارشنبه ۱۳۹۷/۹/۷
رقم آخر ۸ پنجشنبه ۱۳۹۷/۹/۸
رقم آخر ۸ جمعه ۱۳۹۷/۹/۹
رقم آخر ۷ شنبه ۱۳۹۷/۹/۱۰
رقم آخر ۷ یکشنبه ۱۳۹۷/۹/۱۱
رقم آخر ۶ دوشنبه ۱۳۹۷/۹/۱۲
رقم آخر ۶ سه شنبه ۱۳۹۷/۹/۱۳
رقم آخر ۵ چهارشنبه ۱۳۹۷/۹/۱۴
رقم آخر ۵ پنجشنبه ۱۳۹۷/۹/۱۵
رقم آخر ۴ جمعه ۱۳۹۷/۹/۱۶
رقم آخر ۴ شنبه ۱۳۹۷/۹/۱۷
رقم آخر ۳ یکشنبه ۱۳۹۷/۹/۱۸
رقم آخر ۳ دوشنبه ۱۳۹۷/۹/۱۹
رقم آخر ۲ سه شنبه ۱۳۹۷/۹/۲۰
رقم آخر ۲ چهارشنبه ۱۳۹۷/۹/۲۱
رقم آخر ۱ پنجشنبه ۱۳۹۷/۹/۲۲
رقم آخر ۱ جمعه ۱۳۹۷/۹/۲۳
رقم آخر صفر شنبه ۱۳۹۷/۹/۲۴
راهکاری تازه برای جلوگیری از فعالیت و رشد سلولهای سرطانی در بدن
در پژوهشی تازه، دانشمندان موفق شدند موتور حرکت سلولهای سرطانی داخل تومور را از کار بیندازند. حرکت سلولهای سرطانی در بدن بیمار از الگوهایی شبیه حرکت در بزرگراه پیروی میکند.
دانشمندان هر روز به عرصه تازهای از مقابله با این بیماری مرموز و خطرناک وارد میشوند.
در پژوهشی جدید، متخصصان زیست پزشکی دانشگاه مینهسوتا موفق شدهاند جلو حرکت و تکثیر سلولهای سرطانی را بگیرند.
یافتههای این پژوهش که در ژورنال Nature Communications منتشر شده، میتواند به میلیونها انسان در دنیا که به دنبال راهی برای توقف رشد سرطان در بدن خود هستند، کمک کند.
پژوهشگران از سالها پیش میدانستند که سلولهای سرطانی درون تومورها از الگویی مثل "بزرگراهها" پیروی میکنند که به آنها امکان میدهد درون تومور به سوی مقصد خود در جوار رگهای خونی و بافت مجاور آنها حرکت کنند.
بیمارانی که حرکت سلولهای سرطانی در بدنشان از این الگو تبعیت میکند، شانس کمتری برای غلبه کردن بر سرطان دارند.
دانشمندان اما تا کنون از مقصد سلولها و نحوه حرکت آنها اطلاعات کافی نداشتند.
در پژوهش اخیر، داشمندان دانشگاه مینهسوتا بهطور دقیق حرکت سلولهای سرطان پستان را درون تومور مطالعه کردند و مکانیزمی که به عنوان موتور سلولهای سرطانی عمل میکند را از کار انداختند.
پس از آن، سلولها به طور شگفتانگیزی شیوه حرکت خود را تغییر دادند و حرکت آنها به شکل تراوش یک توده گلی تغییر پیدا کرد.
پائولو پرونزانو، یکی از پژوهشگران ارشد سلولهای سرطانی را بسیار موذی میداند. او به وبسایت مدیکال اکسپرس میگوید: «ما انتظار نداشتیم که سلولهای سرطانی مسیر حرکت خود را تغییر دهند. آنها ما را مجبور کردند تاکتیک خود را تغییر دهیم. به نظر میرسد ما جیپیاس آنها را از کار انداختیم تا بزرگراه را پیدا نکنند. این روش، حرکت سلولها را در مسیری که در پیش داشتند، متوقف کرد. سلولها بیحرکت ماندند و دیگر تکان نخوردند.»
۹۰ درصد مرگهای ناشی از سرطان مربوط به گسترش سلولهای سرطانی در بدن است. متوقف کردن حرکت سلولهای سرطانی به پزشکان این امکان را خواهد دارد تا تجویز دارویی مناسب برای درمان بیمار خود را شناسایی کنند.
محققان در لهستان بقایایی از یک حیوان باستانی با خصوصیات پستانداران یافته اند که بیش از ۲۰۰ میلیون سال قبل می زیسته است. این حیوان به اندازه یک فیل امروزی است.
به گزارش مهر به نقل از پرس اسوسیشن، دانشمندان بقایای یک موجود عظیم گیاهخوار کشف کرده اند که بیش از ۲۰۰ میلیون سال قبل می زیسته است.
در تحقیقی که در نشریه ساینس منتشر شده، دانشمندان لهستانی ادعا می کنند این کشف تصورات درباره آنکه دایناسورها تنها گیاهخواران عظیم در آن دوره بوده را تغییر می دهد.
این موجود به اندازه یک فیل بوده و به نام Lisowicia bojani شناخته شده است. به هر حال حیوان مذکور روی چهار دست و پا راه می رفته و ۹ تن وزن، ۴.۵ متر طول و ۲.۶ متر ارتفاع داشته است. دانشمندان معتقدند این حیوان dicynodont است. dicynodont خزنده ای با خصوصیات پستانداران است که با دایناسورها هم عصر بوده است.
فسیل های مشابهی در نقاط دیگر جهان کشف شده اند اما قدمت آنها به این اندازه نیست.
به گفته محققان کشف این فسیل بزرگ که با ساروپادها همزمان است، نشان می دهد عوامل محیطی در اواخر دوره تریاسیک به تکامل رشد و غول پیکری منجر شده است.
بدترین سال در تاریخ بشر چه سالی بود؟ دانشمندان پاسخ میدهند
پروفسور مایکل مککورمیک، یکی از مورخان متخصص در تاریخ قرون وسطا از دانشگاه هاروارد، به یورونیوز گفت: «زندگی در سال ۵۳۶ بسیار ترسناک بوده است.»
وی در ادامه افزود: «تصور کنید در بهار زمانی که انتطار میرود همه چیز گرم شود، ناگهان خورشید محو گردد. نور آن در هنگام ظهر شبیه نور ماه شود و از گرما خبری نباشد. این سال اگر بدترین سال تاریخ بشریت نباشد قطعا آغاز مرحلهای است که زندگی بسیار دشوار بوده است.»
آقای مککورمیک و تیم او هسته یخهای کوههای آلپ سوئیس را استخراج کرده و نمونههای حاصله را با استفاده از تکنولوژی لیزر مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند.
محققان گفتند که قادر به شناسایی آلایندههایی در بلورهای آتشفشانی شدند که ترکیب شیمیایی آنها مشابه آتشفشانهای ایسلند است. نتایج این مطالعه هفته گذشته در مجلهآنتیکویتی منتشر شده است.
این استاد دانشگاه هاروارد گفت: «در سال ۵۳۶ یک فوران آتشفشانی عظیم در ایسلند سبب شد مقادیر زیادی خاکستر در سرتاسر نیمکره شمالی زمین پخش شود. به همین علت درجه حرارت به شدت کاهش یافت، طاعون سیاه در نیم کره شمالی شیوع پیدا کرد و مردم مجبور به جیرهبندی مواد غذایی شدند.»
مطالعات پیشین وجود این دوره تاریکی را مشخص کرده بود اما این تکنولوژی جدید لیزری که لایههای یخ را شمارش میکند به محققین اجازه داد تا سال و محل دقیق آنها را دقیقا مشخص کند.
کریستوفر لاولاک، استاد باستان شناسی در دانشگاه ناتینگهام که در این تحقیق همکاری داشت گفت: «با وجودی که سال ۵۳۶ شرایط وحشتناکی از جمله سرما، قحطی و بیماریهای واگیردار را به دنبال داشت اما مردم یاد گرفتند که چگونه منابع غذایی خود را مدیریت کنند.»
وی در ادامه افزود: «این مساله تاثیر گستردهای بر تاریخ بشر داشت و سرآغازی بر ظهور امپراطوریها در اروپا بود.»
همچنین مایکل مککورمیک معتقد است که میتوان از یخچالهای طبیعی چیزهای زیادی در مورد تاریخ بشر کشف کرد. به گفته وی ما هنوز در ابتدای راه کشف حقایق بیشتر از تاریخ بشریت با توجه به تکنولوژهای جدید هستیم.
پلاکاردهای تجمع کارگران به مناسبت سالروز تصویب قانون کار، صبح امروز سه شنبه 29 آبان ماه 1397 مقابل سازمان برنامه و بودجه کشور برگزار شد.
هفت تپه؛ دولتی، خصولتی و خصوصی علیه کارگران
اعتصاب و اعتراض کارگران شرکت نیشکر هفتتپه در هفتههای گذشته نگاه رسانهها و مردم را برای چند روز هم که شده به مشکلات کارگران معطوف کرده است. کارگران هفتتپه سه ماه است حقوق دریافت نکردهاند، از سرنوشت مالکان خصوصی آن اطلاعی در دست نیست و کارگران خواهان اداره شورایی شرکت شدهاند.
شرکتها و بنگاههای بزرگی مانند صنایع فولاد، سیمان و پتروشیمیها در سالهای گذشته به بخشهای خصوصی و شبهخصوصی واگذار شده است. مالکان جدید این بنگاههای اقتصادی اغلب یا وابسته به دستگاههای نظامی و انتظامیاند یا به افراد و مجموعههایی تعلق دارند که به کارگزاران دولتی، بنیادها و آستانها وابستهاند. منابع مالی معدود افراد حقیقی هم که توانستهاند مالک شرکتهای واگذارشده از طرف دولت شوند مشخص نیست.
در وضعیت بحرانزده اقتصاد ایران این شرکتها پس از واگذاری به بخشهای غیردولتی و قطعشدن منابع دولتی به سرعت با مشکل مواجه میشوند، تولید آنها کاهش پیدا میکند، کارگران آنها ماهها حقوق دریافت نمیکنند و در برخی موارد در نهایت تعطیل میشوند. با اینهمه همچنان اشتیاق برای مالکیت این شرکتهای به ظاهر زیانده از طرف بخش خصوصی و به ظاهر خصوصی بسیار زیاد است. به چند دلیل ساده: آنها صدها میلیارد تومان از بانکها وام میگیرند، از تسهیلات ارزی ارزانقیمت و نبود قوانین حمایت از کارگران استفاده میکنند، وامهای خود را بازپرداخت نمیکنند، میلیاردها تومان سود به دست میآورند و در نهایت یا کارگاهها را تعطیل و کارگران را بیکار میکنند و یا از کشور خارج میشوند و زندگی امنی در گوشهای از دنیا برای خود میسازند. این اتفاقی است که در شرف وقوع برای شرکت نیشکر هفتتپه است.
دولتی، خصولتی و خصوصی همدست علیه کارگران
نیازی به تحقیق و تفحصی چندانی ندارد که بدانیم هفتهتپه یک استثنا نیست. رصد هر روزه اخبار کارگری نشان میدهد که پرداختنشدن حقوق کارگران به یک رویه عادی و عام در اقتصاد ایران تبدیل شده است. تقریبا روزی نیست که صدای اعتراض کارگران در گوشهای از ایران بلند نشود. کارگران فولاد اهواز، کارگران روغن جهان زنجان که آنها هم در اعتصاب به سر میبرند، کارگران هپکو و پتروشیمی دهلران و عسلویه و معادن و شهرداریها و میلیونها کارگر دیگر هم هر روز با این شرایط زندگی میکنند و هراز چندگاهی صدای اعتراضشان از گوشهای بلند میشود ولی اغلب به سرعت با سرکوب و تهدید ساکت میشوند. اما آیا مشکل فقط از خصوصیسازی بیمحابا و بدون ضابطه نشات میگیرد؟
معتقدان به تواناییهای بخش خصوص میگویند آنچه اینروزها به عنوان بخش خصوصی معرفی میشود نماینده «بورژازی ملی» ایران نیست و اگر اقتصاد ایران به دست «بخش خصوصی واقعی» بیافتد هیچ کارگری بدون حقوق نخواهد ماند. اما تجربه شرکتهای بزرگ اقتصادی اتفاقا سودده در ایران و حتی کشورهای دیگر دنیا چندان با چنین ادعاهایی تناسب ندارد.
در واقع اغلب بنگاههای اقتصادی ایران چه دولتی، چه خصوصی و چه خصولتی در نبود قوانین حمایتی و دست باز کارفرمایان برای اخراج و تهدید مستخدمان خود، اولین اقدامی که در مواقع کاهش منابع انجام میدهند قطع حقوق کارگران است. به همین دلیل برای بخش بزرگی از جامعه کارگری ایران زمان پرداخت حقوق به موضوعی به مراتب مهمتر از میزان حقوق تبدیل شده است و شرکتها و کارخانههایی که توانایی پرداخت حقوق دارند از این مزیت بهخوبی به نفع خود استفاده میکنند و با انعقاد قراردادهای عجیب و غریب تا میتوانند کارگران را از حقوق جانبی خود محروم میکنند.
در اصل بخش بزرگی از آنچه به عنوان بخش خصوصی واقعی از آن یاد میشود هم از هیچ فرصتی برای کاستن از حقوق کارگران دریغ نمیکند. افزایش غیرقانونی ساعت کار، قراردادهای سفید امضا و کوتاه مدت، استخدام بدون قرارداد، پرداختنکردن حق بیمه و سنوات و عیدی، محرومکردن کارگران از مرخصی و جریمههای سنگین برای غیبت و تاخیر تنها قسمتی از روشهایی است که بخش خصوصی فعال و سودده برای بهرهبردن از سود بیشتر از آنها استفاده میکند.
بسیاری از کارفرمایان پا را از این هم فراتر میگذارند. برای مثال شاید خیلیها قوانین عجیب و غریب کارخانه «چسب هل» را که پارسال رسانهای شد به خاطر داشته باشند. جریمه ۱۲۰هزار تومانی برای حاضرنشدن در نماز جماعت، جریمه کارگرانی که هنگام بازگشت به کار بیشتر از سه مرتبه آخر شوند، بالانگهداشتن یک پا در زمان رسیدن ابزارها، اخراج مردانی که همسرانشان بعد از ازدواج کار میکنند و بستن قراردادهای حداکثر سه ماهه فقط بخشی از این قوانین مندرآوردی مالک این کارخانه است. پاسخ مدیرعامل این کارخانه به انتقادها توضیحدهنده واقعیت مطلق حاکم بر بخش «خصوصی واقعی» در ایران است: «بـا توجـه بـه ایـن کـه کارخانـه از سـرمایه شـخصی بـوده و حتـی بدون اسـتفاده از تسـهیلات بانکـی و غیربانکـی و یـا رانـت دیگـری بـه وجود آمده، طبیعی اسـت کـه روش جاری و سـاری نیز در آن برگرفتـه از ایده و اعتقـاد مالـک آن باشـد و این طرز فکـر اجباری و الزم الاجرا اسـت.»
کارفرمایان نه فقط حقوق کارگران را کم و دیر پرداخت میکنند که حتی جان کارگران هم برای آنها ارزش چندانی ندارد. سالانه هزار و ۵۰۰ کارگر در ایران در حوادث ناشی از کار جان خود را از دست میدهند. به گفته رئیس کانون مسئولان ایمنی و بهداشت کار استان تهران، اگر مسئولان ایمنی کارخانهها گزارشهای مربوط به ایمنی کارگاه را مطابق میل کارفرمایان خود تنظیم نکنند، اخراج میشوند. از طرفی کارگران هم از بیم اخراجشدن به ناامنی کارگاهها اعتراض نمیکنند. این اتفاقها در کارخانهها و کارگاههایی رقم میخورد که مالکانی مستقل یا صاحب رانت یا دولتی دارند و در این موارد تفاوت چندانی بین آنها وجود ندارد.
راهکار کارگران برای حل مشکلات: اداره شورایی
این وضعیت نشان میدهد مشکل کارگران ایرانی تنها خصولتیها نیستند و خصوصیها و حتی دولتیها اگر دستشان برسد از پایمالکردن حقوق کارگران برای کسب سود بیشتر دریغ نمیکنند. وضعیت بغرنج فعلی کارگران ایرانی را شاید بتوان در هفت عامل مهم جستجو کرد: دولتهای دلال، اقتصاد غیرمولد، فساد گسترده، خصوصیسازی، اجرانشدن قوانین کار، نبود سندیکا و برخورد قضایی و امنیتی با کارگران.
دولت حسن روحانی پس از دولت هاشمیرفسنجای شاید همسوترین دولت تاریخ ایران با اقتصاد بازار بوده است. حامیان بازار آزاد، قوانین کار را دست و پاگیر میدانند. بر همین اساس دولت روحانی هم پیگیر اصلاح قانون کاری بود که در دولت احمدینژاد نوشته شده بود و کارگران را از حقوق پایهای خود مانند داشتن قرارداد بلندمدت، حق تحصن و اعتصاب و داشتن سندیکا محروم میکرد و دست کارفرمایان را برای بستن قراردادهای کوتاهمدت و سفیدامضا و اخراج کارگران باز میگذاشت. اصلاح این قانون فعلا مسکوت مانده اما پرونده آن مختومه نشده است.
اقتصاد غیرمولد متکی به نفت و فساد گستردهای که در ساختار اقتصادی کشور وجود دارد، خصوصیسازی را که بسیاری نوشداروی اقتصاد ایران میدانند با مشکل مواجه کرده است و خصوصیسازی حالا به غول چندسری تبدیل شده که هم منابع کشور را نابود میکند و هم کارگران را بیکار و فقیرتر از پیش.
از طرفی کارگران تقریبا در همهجای دنیا با یک مشکل چند هزارساله مواجهاند: حرص و طمع کارفرمایان. به همین دلیل اجرای قوانین سفت و سخت کار، حق تشکلیابی و ایجاد سندیکا و حق اعتراض و اعتصاب در تمام کشورهای بیشتر توسعهیافته از حقوق خدشهناپذیر کارگران است. اما در ایران نه قانون کار به درستی اجرا میشود، نه کارگران حق تشکیل سندیکا و انجمنهای صنفی مستقل دارند و نه حق اعتراض و اعتصاب آنها به رسمیت شناخته میشود.
این روزها اگر صدای کارگران نیشکر هفتتپه را همه شنیدهاند به دلیل انسجام آنها در پیگیری خواستههایشان است، خواستههایی که یک سندیکای قدرتمند آن را نمایندگی و هدایت میکند در حالیکه هر روز صدای هزاران کارگر معترض دیگر نه تنها شنیده نمیشود که نادیده گرفته میشود.
در سلسهمراتب رسمی ایران سندیکاها جایی ندارند و شوراهای اسلامی کار به عنوان تنها نمایندگان صنفی کارگران شناخته میشوند اما کارگران هفتتپه، کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و تعداد دیگری از کارگران کارخانهها با راهاندازی سندیکا توانستهاند گامهای موثری برای احقاق حقوق خود بردارند و این آن چیزی که نیست که دستگاه امنیتی ایران آن را دوست داشته باشد.
هر نوع تشکلیابی از نظر حاکمان ایران به نوعی تلاش برای به خطرانداختن امنیت ملی تفسیر میشود. برخورد امنیتی با فعالان کارگری و سندیکایی و صدور احکام سنگین برای فعالان کارگری با همین منطق قابل توضیح است. در چنین شرایطی کارفرمای خصولتی، خصوصی واقعی و یا دولتی برای کارگران تفاوت چندانی ندارد و به همین دلیل است که کارگران هفتتپه خواهان اداره شورایی این شرکت شدهاند. مدلی از اداره کارخانهها که تجربههای موفقی از آن در دنیا وجود دارد.
کارگران ایرانی در کنار معلمان و دیگر اقشار مزدبگیر جامعه میدانند در برابر این هفت عامل موثر در زندگیشان سالهای سختی در پیش رو دارند و دولت و کارفرمایان برای آنها خوابهای خوشی ندیدهاند. اگر زمانی تعبیر خواب خوردهشدن هفت گاو چاق توسط هفت گاو لاغر، هفت سال قحطی و گرسنگی بود اما حالا هفت گاو چاقی که به جان زندگی کارگران ایرانی افتادهاند سیریناپذیرند و کارگران تنها یک راه برای جان به دربردن دارند: «مقاومت».
گفتگو با يکي از زناني که صداي اعتراض کارگران نيشکر هفات تپه شد
"زن و مرد نداريم. درد ما مشترک است"
ليلا رزاقي
دوشنبه ۲٨ آبان ۱٣۹۷ - ۱۹ نوامبر ۲۰۱٨
اين جمله که در بحرانهاي اجتماعي، زنان همواره آخرين نفراتي هستند که سنگرها را ترک ميکنند نه فقط يک انگاره جامعه شناختي،که تجربه زيسته آدمهايي است که تازيانه بي عدالتي هر روز جسم و روحشان را مينوازد. زنان در هفت تپه اما همچنان در سنگرها ماندهاند.. همراه و دوشادوش مردان کارگر. زناني که سخت جانتر از فقر، تبعيض و نابرابري هستند تنها وقتي طغيان ميکنند ، که احساس کنند صدايي جامانده که شنيده نشده.."اولين بارم نبود که حرف زدم.. پارسال تقريبا همين موقع ها بود .. بدون اينکه به شوهرامون بگيم با چند تا ديگه از زنها رفتيم داخل مجتمع، وسط اعتصاب کننده ها .. آخه ميدوني، اين شهر هنوز يه شهر سنّتيه، تعصبشون نميزاره يه زن بياد وسط اينهمه مرد حرف بزنه . ولي درست همون لحظه که کارگرا داشتن از حقوقاي معوقه و وضعيت شرکت ميگفتن سختيايي که کشيديم وادارم کرد که صورتمو بپوشونم و برم بالا و حرف بزنم.." اما امسال و در نهمين روز از اعتراض و اعتصاب کارگران نيشکر هفت تپه، صداي " شهين پيشاهنگ" بلندتر شد. او در ميانه زنان و مردان معترض هفت تپه اي از دردي انساني گفت، که روان يک شهر را به هم ريخته. از زندگي پر تلاطم پنج هزار کارگري که چند سال است نبود امنيت شغلي، روزمرگي هاي امروز و رفاه فردايشان را نشانه گرفته و از اتحادي که به باور او ميتواند راه را بر خصوصي سازي بي ضابطه ببندد و راهگشا باشد.
دردي که زن و مرد نميشناسد
" درد من درد يک نفر نيست. دلم براي زني که مبتلا به سرطانه و همسرش کارگر هفت تپه هست و خرج يک آمپول شيمي درمانيش ماهي يک ميليون و سيصد هزارتومنه ميسوزه. دلم براي پدر و مادري که مجبوره براي خرج زندگي گوشواره بچشو بفروشه، ميسوزه. دلم براي بچه هاي اينجا که هيچ تفريحي جز بازي با توپ هاي پلاستيکي ندارن ميسوزه. وسط اينهمه درد، اونوقت يک عدهاي ميان و شرکتي رو که اينهمه سال به مردم اين منطقه نون رسونده به اين روز ميندازن. کجاي اين روند عادلانه است!"
شهين پيشاهنگ ۴۱ ساله، ديپلمه و خانه دار است. او يکي از زناني است که در دور جديد اعتصاب و اعتراضات صنفي کارگران نيشکر هفت تپه در کنار همسرش به صف خانواده هاي کارگري معترض پيوسته است. خيليها او را با سخنرانياش در نهمين روز اعتصاب کارگران در مقابل فرمانداري شوش شناختند. " پارسال اعتصاب کرديم و تونستيم سه ماه حقوق عقب افتادمون رو بگيريم. حالا بعد از گذشت يک سال که وعده وعيدها در مورد وضعيت شرکت محقق نشد، بايد به دومين آرزوتون تحقق بدين. برگشت شرکت از خصوصي به دولتي" گفتن همين چند جمله از زبان او شکل تازه اي به اعتراضها در نيشکر هفت تپه داد. خودش ميگويد، براي او و چند نفر ديگر از زنان کارگر هفت تپه، همراهي با اعتراض صنفي همسرانشان همزمان با اعتصاب سراسري کارگران نيشکر هفت تپه در آذرماه سال گذشته آغاز شد. او سال گذشته هم با پوشاندن صورتش در تجمعات کارگري نيشکر حضور يافت و از زندگي خانواده هاي کارگري در هفت تپه گفت. " سال گذشته ، تقريبا همين موقع ها بود که اعترضات کارگرا به چندين روز مداوم کشيده شد. تا قبل از اون، به محض اينکه حرف اعتصاب ميشد کارفرما حقوقها را واريز ميکرد و به اين شکل جلوي اعتراض و اعتصاب کارگرها رو ميگرفت ولي اعتصاب پارسال وقتي اتفاق افتاد که کارگرا تا ۴ تا ۵ ماه حقوق دريافت نکرده بودن و ديگه جونشون به لبشون رسيده بود. وقتي داخل محوطه شرکت جمع شده بودن و مشغول اعتراض بودن، من به همراه چهار نفر ديگه از زنان که همسران اونها هم کارگراي نيشکر هفت تپه هستن، به اعتراضات کارگرا پيوستيم."
" نترسيدم و حرف زدم"
بين صحبتهايش به ساختار اجتماعي هفت تپه اشاره ميکند." اينجا اقوام لر و عرب تعداشون زياده. به لحاظ تعصبهاي قوميتي و فرهنگي هنوز سنتيتر از اون هست که از بين مردها، يکدفعه يک زن بلند بشه و اينجوري حرف بزنه ". با اين حال اين زن ميگويد؛ شايد همين حرکت ما هم نشان دهنده فشارهايي است که بر خانواده هاي کارگري در اين شهر وارد شده است." پارسال شوهرامون اطلاع نداشتن که ميخوايم بريم ولي ديگه ماهم خودومون رو جزيي از اين اعتراض و اعتصاب ميديدم. اينکه چي شد که تصميم گرفتم در اون تجمع، برم وسط جمع و سخنراني کنم يه دليلي داشت که شايد براي عده اي خنده دار باشه.. من سه تا بچه دبستاني دارم. بچه هايي که مثل همه بچه هاي هم سن و سالشون حداقل هايي براي دلخوشي ميخوان. وقتي من از برآورده کردن کمترين خواسته بچه ام بازميمونم، اونجاست که فشار زيادي بهم مياد. چرا همسر من با ۱٨ سال سابقه کار تو اين شرکت الان بايد در شرايطي باشه که نتونه به راحتي هزينه هاي بچه هاشو تامين کنه . ديدم درد و مشکلات بقيه خونواده ها هم همين چيزاست.. اين بود که نترسيدم و حرف زدم.."
او به وضعيت خانواده هاي کارگري در هفت تپه اشاره ميکند و ميگويد : خانواده هايي که مثل ما بچه کوچک دارن، شرايطشون سخت تره. بچه کوچک نميتونه به راحتي سختي شرايط رو درک کنه. اون مرتب خودش رو با هم سن و سالهاش مقايسه ميکنه . خانواده هايي که بچه دانشجو و دم بخت دارن هم يه جور ديگه مشکل دارن... شما نميدونين وضعيت اينجا چه جوريه.. الان بعد از اين ماجراي معوقات حقوقي، جوري شده که خيلي ها آخر هفته ها ميرن خونه پدرومادرشون که وسيله امرار معاششون رو از اونها بگيرن. ديدن اينکه چطور اين کارگرا عزت و آبروشون نشونه گرفته شده، سخته..."
فشارهاي رواني روزافزون بر خانوادههاي کارگري
پيشاهنگ، که همسرش ۱٨ سال سابقه کار در نيشکر هفت تپه را دارد درست به اندازه يک کارگر شاغل در اين کارخانه از اوضاع اين مجتمع صنعتي باخبر است. ميگويد: " هفت تپه اينهمه سال نون کارگراي اين منطقه رو ميداد و در هيچ زماني در طي اين ۶۰ سال که از تاسيس هفت تپه ميگذره، وضعيت شرکت به اين شکلي که در اين سالهاي اخير ميبينيم نبوده. از وقتي شرکت به بخش خصوصي واگذار شده، مدام حقوق کارگرها با تعويق هاي دو سه ماهه پرداخت شده. طرح طبقه بندي هرگز اجرايي نشد که اگر ميشد کارگرايي که سابقه کار بالايي داشتند الان با حداقل حقوق که تازه اون هم بعد از چند ماه پرداخت ميشه، زندگي نميکردن. سه ساله، نه از پاداش بهره برداري خبري هست ( بابت برداشت نيشکر و زماني که تناژ شکر بالا برود به کارگران پاداشي ميدادند) و نه از جيره هايي که هرازگاهي به مناسبتهاي مختلف به کارگران ميدادند."
از قسطها و اجاره هاي عقب افتاده خانواده هاي کارگري که فشارهاي رواني را بر زنان و کودکان چندبرابر ميکند، ميگويد: تازه ما ساکن خونه هاي سازماني هستيم، واي به حال اون خانواده هايي که اجاره نشينن. همون روز که در تجمع حرف زدن، زنهايي بودن که ميگفتن ۵-۶ ماهه اجاره خونه پرداخت نشده دارن و صاحبخونه ممکنه هر لحظه اساسشون رو بريزه بيرون.."
"فراتر از سرخ کردن صورت با سيلي است"
او از زناني ميگويد که در تجمعات کارگري از نداشتن هزينه تحصيل و دانشگاه فرزندانشان و دشواري در تامين هزينه هاي روزمره شکايت ميکردند. " حرف اين آدمها رو بايد شنيد. زندگي کارگري که اينهمه سختي ميکشه نبايد اينجوري بگذره. دوست دارم شما تو برج ۴ يا ۵ بياين اينجا، که وقتي کارگر زير گرما و شرجي ۵۰ درجه ميره تو زمينهاي نيشکر و ميخواد آبياري انجام بده، چه زحمت و رنجي ميکشه. کارگرايي داشتيم که تو اون گرما از حال رفتن و غش کردن.. اين فراتر از سرخ کردن صورت با سيليه. خيلي بيشتر... بايد تو شرايطش قرار بگيرين، تا بفهمين چي ميگم...!"
ميگويد وضع همه کارگران همين است. " نه فقط ما ، الان کارگرهاي فولاد اهواز هم همين شرايط رو دارن. کارگر جماعت همه همين وضعيت رو دارن. فيش حقوقي رو ميدن و بعد دو هفته بعدش حقوق رو به حساب ميريزن. براي اينکه زمان بخرن . الان بعد از سه سال تازه فهميديم علت اين زمان خريدنها چيه! همون اختلاسهايي که الان شايعهاش همه جا پيچيده.."
تمديدنشدن دفترچه ها و بار هزينه هاي درمان
دردهاي هفت تپه براي اين زن يکي دوتا نيست. از تمديد نشدن دفترچه هاي درماني کارگران تا بن بستي که خانواده هاي کارگري در نتيجه شيوع بيماريهاي جسمي و رواني گرفتار آن ميشوند."يه دوستي دارم که يک ساله سرطان پستان گرفته و شوهرش هم تو همين نيشکر هفت تپه کار ميکنه. تا پارسال قبل از اين داستان تحريمها، هرماه يه تزريق شيمي درمان داشت و داروهاش با دفترچه به نرخ دولتي ۹۰۰ هزار تومن بودن. تازه غير از ساير داروهايي که هزينه هاي جدا داشت، ما هم در حد توانمون کمک ميکرديم. اما بعد از بازگشت تحريمها، همون داروي شيمي درماني که ۹۰۰ هزارتومن بود به يک ميليون و سيصد تومن رسيد. شوهرش بايد ماهانه يک ميليون و سيصد کنار بزاره تا هزينه هاي شيمي درماني تامين بشه. خودتون ميدونين بيمار سرطاني چه هزينه هايي داره و از لحاظ تغذيهاي بايد چه شرايطي داشته باشه. ماهي آزاد،ميگو و دانه هاي روغني پسته و گردو، عسل طبيعي و مواد خوراکي طبيعي و آنانس و غيره که در زندگي يه کارگر اين چيزا خيلي کمرنگن. اونوقت تو همين شرايط کارفرما پول بيمه رو رد نميکنه و وقتي پول بيمه پرداخت نشه ما دفترچه هامون تمديد نميشه. فکر کنيد تو اين شرايط چنين خونوادههايي چه وضعيتي دارن.."
هفت تپه حالا و بعد از گذشت روزها از اعتصاب کارگران مجتمع نيشکر، صداي زنان ، مردان و کودکاني شده که از در حاشيه ماندن و ديده نشدن دردهايشان کلافه شدهاند. از تصميم هاي غيرکارشناسانه در واگذاري شرکتهاي بزرگ به بخش خصوصي و رانتهاي بادآوردهاي که امنيت شغلي و رواني هزاران کارگر ايراني را نشانه گرفته است. هفت تپه زخمي يک درد چند ده ساله در ساختار اقتصاد کشور است.
دختری که هنگام جراحی مغز آواز میخواند
کیرا لاکنتی، دختر نوزده سالهای که حرفه خوانندگی تئاتر موزیکال را پی گرفته بود، به دلیل ابتلا به تومور مغزی از چندی پیش توانایی خواندن روی نت را از دست داد.
جراحان مغز بیمارستان کودکان در سیاتل آمریکا تصمیم گرفتند طی عمل جراحی این تومور را خارج کنند.
اما برای پیشگیری از آسیب به شنوایی و سنجیدن بازیابی توانایی خواندن میبایست او را در حین عمل جراحی به هوش میآوردند. به این روش در جراحی مغز «کرانیوتومی بیدار» میگویند.
پس از به هوش آمدن جراح از او خواست تا بر اساس نتهایی که میشنود آواز بخواند. آنها هنگام آواز خواندن کیرا، تومور را بدون آسیب رساندن به عصبهای شنوایی خارج کردند. جراحان، پرستاران و تکنیسینهای اتاق عمل هم با آواز خواندن کیرا همراه شدند.
این دخترعلاقمند به موسیقی تنها ۴۸ ساعت پس از عمل جراحی توانست به راحتی نتها را تشخیص دهد و بخواند.
«کارگر زندانی آزاد باید گردد» این اصلیترین شعار و خواسته کارگران معترض نیشکر هفت تپه است. دیروز (دوشنبه) در چهاردهمین روزاعتصاب، صدها نفر ازکارگران این شرکت مقابل فرمانداری شهر شوش تجمع کرده و خواستار آزادی همکارانشان شدند.
به گزارش روزنامه ایران، مجتمع صنعتی نیشکر هفت تپه در جاده شوش – اهواز قرار دارد، مهمترین خواسته کارگران این شرکت دریافت بموقع حقوقشان است.حقوقی که نزدیک به چهار ماه است به تعویق افتاده. در تجمع روز گذشته هم مثل پنج روز قبل زنان از هر سن و سالی حضور دارند. میگویند همسران، برادران و پدرانشان را تنها نمیگذارند.
آنها مقابل فرمانداری نشسته و پلاکاردهایی در دست گرفتهاند. یکی از زنان میگوید: «همه شوهر من را میشناسند. میدانند حتی دوست ندارد تنها جایی بروم اما به من میگوید این تجمع را بیا. شکم گرسنه که دیگر این حرف ها رانمی شناسد.» دور تا دور فرمانداری نیروهای انتظامی ایستادهاند.
اتوبوسهایی که کارگران هفت تپه با آن به اینجا آمدهاند هم در گوشه دیگر خیابان پارک شده.تقریباً همه تجمعکنندگان متفق القول به پرداخت نشدن حقوق و عدم رعایت حق و حقوقشان اعتراض دارند. واگذار شدن شرکت به بخش خصوصی نیز از دیگر اعتراضات آنان است. آنها از مسئولان میخواهند صدای اعتراضشان را بشنوند.
در ساعتی که کنار کارگران هستم هیچ مسئولی میانشان حاضر نمیشود. چند شهروند عادی هم در میان تجمعکنندگان هستند و پلاکارد «ما هفت تپهای هستیم» در دست گرفته اند:«ما کارگر هفت تپه نیستیم.اما فرقی ندارد اینها که در مضیقه باشند ما هم هستیم کل شهر تحت تأثیر قرار میگیرد.» آنها همچنین اشاره میکنند که همکارانشان در فولاد خوزستان هم به وضعیتشان اعتراض دارند.
یکی از کارگران میگوید: «ما کارگران باید به یکدیگر کمک کنیم تا صدایمان شنیده شود.»کارگران تجمعکننده مدام یکدیگر را به آرامش دعوت میکنند.آنها میگویند وضعیت نامناسب شش هزار کارگر این مجتمع برایشان چارهای جز اعتراض نگذاشته. آنها بعد از ساعتی تجمع مقابل فرمانداری راهی بازار شهر میشوند تا همه شهر صدایشان را بشنوند و بعد هم در مقابل دادگستری شهر شوش تجمع میکنند و دوباره خواستار آزادی همکاران دربندشان میشوند.
مرد کارگر در بخش آبیاری شرکت هفت تپه کار میکند:«از نمایندههای شهر و آقای فرماندار میخواهیم به حرفمان گوش دهند، ببینند خواسته ما چیست؟ ما درخواست عجیب و غریبی نداریم. نیشکر هفت تپه کلی پتانسیل دارد و با کمی توجه دوباره رونق میگیرد.» کارگر دیگر ساکن شهرک سلمان است اما هر روز در تجمعها حاضر میشود. دیگری با لحن ملایمی حرف میزند در بخش تصفیه یا همان شکر سفید کار میکند: «پدرم جانباز بود سال 79 به رحمت خدا رفت.شهید شد.»
کارت قرمز رنگ بنیاد شهیدش را نشانم میدهد و تأکید میکند:«ما بچههای همین انقلاب هستیم اما الان چهار ماه است حقوق نگرفتهایم. میخواهم دوباره شرکت دولتی شود وهر بار برای گرفتن حقمان مجبور به اعتراض نشویم.» در میان معترضان بازنشستههای شرکت هفت تپه را هم میبینم یکی از آنها میگوید با اینکه یک سال از بازنشستگیاش گذشته هنوز مسئولان شرکت حق و حقوقش را ندادهاند.
حرکت اعتراضی روز گذشته کارگران هفت تپه تا نزدیکی ظهر ادامه یافت وخواسته اصلیشان آزادی همکارانشان بود، آنها میگویند امیدوارند کارگران معترض خیلی زود آزاد شوند و مسئولان هم صدای اعتراضشان را بشنوند
گوشت مصنوعی در راه بازارهای آمریکا
دو نهاد در آمریکا رؤیایی دیگر را به واقعیت نزدیک کردهاند. با تصمیم این دو نهاد در آیندهای نزدیک محصولی جدید وارد بازارهای آمریکا خواهد شد که شاید روزی رقیب جدی گوشت حیوانی شود.
دولت آمریکا راه را برای فروش گوشت آزمایشگاهی هموار کرده است. وزارت کشاورزی ایالات متحده و سازمان غذا و داروی (FDA) این کشور رئوس مقررات آتی مربوط به تولید و توزیع این گوشت حاصل از کشت سلولهای حیوانی را روشن کردهاند.
به گزارش پایگاه اینترنتی شبکه "انتیوی"، قرار است که سازمان غذا و داروی آمریکا کنترل منشاء و همانندسازی سلولهای بنیادی حیوانی این گوشت کشتشده در آزمایشگاهها را بر عهده بگیرد. وزارت کشاورزی نیز بر تولید و توزیع آن نظارت خواهد کرد.
این دو نهاد در بیانیهای مشترک اعلام کردهاند که در این مسیر از تجارب مؤسسات تحت مسئولیت خود استفاده کردهاند.
یکی از دلایلی که تا کنون مانع عرضه گوشت مصنوعی به بازارهای آمریکا میشد گرانی تولید آن بود. اما اینک چندین شرکت دستاندرکارند تا هزینههای تولید این محصول را پایین آورده و گوشت مصنوعی را هر چه زودتر وارد بازار کنند.
در آمریکا برخلاف اروپا مخالفت عمدهای با تولید این محصول در آزمایشگاهها وجود ندارد. تولیدکنندگان میگویند، تولید گوشت مصنوعی به نفع انسان است چرا که کشتار حیوانات کمتر شده و با کاهش نیاز به دامپروریهای وسیع، انتشار گازهای زیانبار گلخانهای نیز تنزل خواهد یافت.
با این همه کشاورزان هنوز مطمئن نیستند که این محصول بتواند جای گوشت حیوانی را بگیرد. چرا که هنوز هم این پرسش مهم باقی است که آیا میتوان واقعا نام "گوشت" را بر این محصول آزمایشگاهی گذاشت.
رئیس پلیس فتا تهران بزرگ از شناسایی و کشف فروشندگان دستگاه اسکیمر خبر داد و گفت: متهمین در پوشش فروشنده و درج آگهی در سایتهای فروش اهداف مجرمانه خود را عملی میکردند.
به گزارش مهر، سرهنگ تورج کاظمی در تشریح این خبر گفت: تحقیقات پلیس برای شناسایی عاملین فروش دستگاه اسکیمر (کپی برداری از کارت عابربانک)، شروع و پس از تحقیقات میدانی پیرامون شناسایی افرادی که در سایتهای درج آگهی فروش، اقدام به ثبت آگهی نموده بودند، در یکی از محله های تهران، فردی شناسایی و در یک عملیات پلیسی، متهم با ۲ دستگاه اسکیمر دستگیر شد.
وی افزود: در تحقیقات بعدی با همکاری ایشان و طی یک قرار سوری متهم ردیف دوم در قهوه خانه ای در تهران شناسایی و دستگیر گردید که از ایشان تعداد ۱۵ دستگاه اسکیمر و تعداد ۲۰۰ کارت خام عابر بانک کشف و ضبط گردید.
این مقام ارشد انتظامی ادامه داد: با دستگیری دونفر، تحقیقات پلیس برای شناسایی شاکیان پرونده متناسب با شگرد مجرمین آغاز گردید و تعدادی از مالباختگان شناسایی گردید.
رئیس پلیس فتا تهران بزرگ به کاربران توصیه کرد: شهروندان هنگام استفاده از کارت بانکی و خرید از دستگاه پز، بالاخص دستگاه پز سیار، حتما تمامی عملیات های بانکی و تراکنش های خرید، توسط خودشان انجام پذیرد و در صورت مشاهده دستگاههای ناشناس و شبیه دستگاه اسکیمر سریعا به پلیس اطلاع دهند.
رئیس پلیس فتا تهران بزرگ از شناسایی و کشف فروشندگان دستگاه اسکیمر خبر داد و گفت: متهمین در پوشش فروشنده و درج آگهی در سایتهای فروش اهداف مجرمانه خود را عملی میکردند.
به گزارش مهر، سرهنگ تورج کاظمی در تشریح این خبر گفت: تحقیقات پلیس برای شناسایی عاملین فروش دستگاه اسکیمر (کپی برداری از کارت عابربانک)، شروع و پس از تحقیقات میدانی پیرامون شناسایی افرادی که در سایتهای درج آگهی فروش، اقدام به ثبت آگهی نموده بودند، در یکی از محله های تهران، فردی شناسایی و در یک عملیات پلیسی، متهم با ۲ دستگاه اسکیمر دستگیر شد.
وی افزود: در تحقیقات بعدی با همکاری ایشان و طی یک قرار سوری متهم ردیف دوم در قهوه خانه ای در تهران شناسایی و دستگیر گردید که از ایشان تعداد ۱۵ دستگاه اسکیمر و تعداد ۲۰۰ کارت خام عابر بانک کشف و ضبط گردید.
این مقام ارشد انتظامی ادامه داد: با دستگیری دونفر، تحقیقات پلیس برای شناسایی شاکیان پرونده متناسب با شگرد مجرمین آغاز گردید و تعدادی از مالباختگان شناسایی گردید.
رئیس پلیس فتا تهران بزرگ به کاربران توصیه کرد: شهروندان هنگام استفاده از کارت بانکی و خرید از دستگاه پز، بالاخص دستگاه پز سیار، حتما تمامی عملیات های بانکی و تراکنش های خرید، توسط خودشان انجام پذیرد و در صورت مشاهده دستگاههای ناشناس و شبیه دستگاه اسکیمر سریعا به پلیس اطلاع دهند.
عکس امروز نشنال جئوگرافیک بخار آب و دود ناشی از گدازههای آتشفشان کیلاویا را نشان می دهد که به اقیانوس آرام رسیده و جزیره ای تشکیل داده اند. کوه آتشفشانی کیلاویا در جزیره هاوایی آمریکا قرار دارد و یکی از فعالترین آتشفشانهای جهان است که چند ماه قبل فوران کرد.
تا دیر نشده، صدای دهها اعتراض کارگران نیشکر هفت تپه را بشنوید!
به گزارش «تابناک»، چند روزی است، صدها تن از کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه استان خوزستان برای چندمین بار، اعتراضهای خیابانی برگزار کرده اند و در پی آنند با استمرار این اعتراضات، وعدههای عملی نشده مسئولان و مدیران ارشد کشور را به آنان گوشزد کنند؛ روندی تکراری که روز جمعه به نماز سیاسی ـ عبادی شهرستان شوش نیز کشیده شد و نماز جمعه این شهرستان را برای ساعاتی مختل کرد.
کارگرانی که از آنها سخن به میان است و آمار دقیقشان از چهار هزار نفر فراتر است، در اعتراض به تعویق حقوق سه ماهه خود، خصوصی شدن مجتمع نیشکر هفت تپه و مشکلاتی که در رابطه با فرایند بیمه بازنشستگی شان پیش آمده دوباره اقدام به برگزاری اعتراض خیابانی کردند.
روز گذشته نزدیک هزار تن از این کارگران در ادامه اعتراضاتشان در نماز جمعه شهر شوش استان خوزستان شرکت کردند؛ اعتراضی که وارد دوازدهمین روز خود شده و گفته میشود در صورت عدم تحقق مطالبات، همچنان از سوی این معترضان ادامه خواهد یافت.
البته این کارگران همگی دارای مشکل و مطالبه مشابه نیستند و به واسطه تفاوت در نوع قرارداد همکاری با درخواستهای متفاوتی اعتراض می کنند. این کارگران به شیوههای گوناگون از جمله دایمی، پیمانی، قراردادی و پیمانکاری با مجموعه کشت و صنعت نیشکر ارتباط کاری دارند و اکثر آنها نسبت به دریافت حقوق و مزایای خود با مشکل مواجه هستند.
در ماه و سالهای گذشته، بارها مقامات اجرایی و دولتی کشور تلاش کرده اند، با برخی اقدامات، شرایط حاکم بر این مجموعه را اصلاح کرده یا بهبود بخشند، اما دامنه مشکلات مالی و اقتصادی این شرکت به قدری افزایش یافته که تلاشهای صورت گرفته نتوانسته جز بهبودی موقت، حاصلی داشته باشد.
برای درک بهتر عمق مشکل پیش آمده در این مجتمع اقتصادی ـ که بیش از ۴ هزار خانواده از محل درآمدهای آن امرار معاش میکنند ـ بد نیست مروری بر تاریخ و نوع اعتراضات دو سال اخیر این کارگران معترض داشته باشیم.

همان طور که دیده میشود، این کارگران در مقاطع زمانی مختلف و با اشکال گوناگون تلاش کرده اند تا نارضایتی خود را از وضع موجود اعلام و تلاش کنند تا توجه مسئولان ارشد استان خوزستان و کشور را به مشکل خود جلب کنند.
به رغم اقدامات صورت گرفته، به خوبی مشخص است که عدم ورود قاطع و مؤثر مسئولان به این مشکل پیش آمده کار را تا مرز از کنترل خارج شدن کشانده است و بیم آن میرود در آینده نه چندان دور حتی ورود قاطع مسئولان اجرایی نیز گرهای از این مشکل بزرگ باز نکند!
این در حالی است که نظر به استمرار مشکلات، این ظن تقویت میشود که برخی مدیران و مسئولان اجرایی کشور علاقهای ندارند که مشکل پیش آمده برای این کارگران پر تعداد حل شود و اتفاقاً از اعتراضات و التهابات شکل یافته استقبال میکنند!
اکنون این پرسش پیش روی هر ذهن پرسشگری وجود دارد که مشکل پدید آمده برای کارگران نیشکر هفت تپه تا چه زمانی باید ادامه یابد و دقیقاً در چه تاریخی شاهد پایان این اعتراضات دامنه دار خواهیم بود؟ آیا اساساً مدیران اجرایی استان خوزستان و سایر مقامهای مسئول در کشور از حل یک مشکل کوچک که رفته رفته ابعاد ملی نیز یافته است، عاجزند و یا به زودی با ورود قاطع و مؤثر این سریال دنباله دار را به پایان خواهند رساند؟
محققان چینی یک خورشید مصنوعی ساخته اند که دمای آن به ۱۰۰ میلیون درجه سانتیگراد می رسد و می تواند هیدروژن را به انرژی تجدیدپذیر ارزان تبدیل کند.
به نقل از نیواطلس، چین یک خورشید مصنوعی ساخته که دمای آن به ۶ برابر هسته خورشید می شود.
این دستگاه در حقیقت یک راکتور است که فرایند خورشید را تقلید می کند و بخشی از پروژه ای است که هیدروژن را به انرژی تجدیدپذیر و کم هزینه تبدیل می کند.
دمای خورشید مصنوعی برای نخستین بار در هفته جاری به ۱۰۰ میلیون درجه سانتیگراد (۱۸۰ میلیون درجه فارنهایت) رسید که نقطه عطفی در این پروژه است. دانشمندان معتقدند همجوشی هسته ای در این دما اتفاق می افتد.
این درحالی است که دانشمندان سراسر جهان برای ساخت نخستین راکتور همجوشی هسته ای واقعی جهان در حال رقابت با یکدیگر هستند.
این پروژه منبع نامحدودی از یک انرژی پاک را ایجاد می کند که به اعتقاد دانشمندان می تواند زمین را از تغییرات آب و هوایی نجات دهد.
به هرحال دانشمندان در Hefei Institute of Physical Science اعلام کردند دمای این راکتور به ۱۰۰ میلیون درجه سانتیگراد رسیده است. این درحالی است که دمای هسته خورشید ۱۵ میلیون درجه سانتیگراد است.
پنجاه میلیون خانه خالی: کابوس اقتصاد چین
نتایج یک بررسی تازه نشان میدهد که از هر پنج واحد مسکونی چین یکی خالی است. علت اصلی خالی ماندن خانهها گرانی سرسامآوری است که دلالبازی هم به آن دامن میزند.
اما برای مقامهای مسئول چینی، اینکه بیش از بیست درصد واحدهای مسکونی شهری خالی بماند، هیچ جذابیتی ندارد.
تحقیقی که به سرپرستی جان لی، استاد اقتصاد در دانشگاه تگزاس، و با کمک هزاران دستیار تحقیق در گوشه و کنار چین انجام شده، نشان میدهد بیشتر خانههای خالی مال کسانی است که یک خانه دیگر هم دارند. این تحقیق همچنین نشان میدهد که دلالبازی و احتکار باعث شده میلیونها نفر نتوانند خانه بخرند.
بنا به آمار صندوق جهانی پول، اگر قیمت خانه را به نسبت درآمد در نظر بگیریم، هفت شهر از ده شهر گران دنیا در چیناند.
پروفسور لی در شرح نتایج تحقیقش میگوید: "از روی شواهد میشود گفت افراد و خانوادهها نه تمایل کافی برای پا گذاشتن به بازار مسکن دارند، نه استطاعت کافی. روشن است که قیمت خانهها به خاطر تقاضای کسانی که میخواهند از خانه پول دربیاورند بالا میرود. بیشتر خریداران بیش از یک خانه دارند."
نسخه اخیر گزارش پروفسور لی نشان میدهد در عرض یک سال (از سهماهه سوم ۲۰۱۳ تا سهماهه سوم ۲۰۱۴)، نسبت خانهاولیها به کل خریداران از ۴۸ درصد به ۲۰ درصد رسیده.
به نظر میرسد دستکم بخشی از سرمایهداران چینی ترجیح دادهاند پولشان را به جای بازار متلاطم بورس در بخش مسکن که مطمئنتر است بخوابانند.
از این گذشته، بسیاری خانوادهها فکر میکنند برای کمک به فرزندانشان بهتر است خانه بخرند. به عنوان نمونه، در اغلب گفتگوهای پیش از ازدواج موضوع خانه مطرح میشود.
برنامهریزان اقتصادی چین چندین سال است تلاش میکنند این روند را تغییر بدهند. حتی شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین به مردمش یادآوری کرد که "خانه برای زندگی کردن است، نه احتکار."
بهار سال گذشته (۲۰۱۷) قانونگذاران چینی یکی از اولویتهای پنج سال بعدی را مالیات بر مسکن اعلام کردند. طبعا این طرح به مذاق مالکان، به ویژه مالکان ثروتمند، خوش نیامد. اما دولت چین همان پارسال یک بانک اطلاعات مربوط به مالکیت زمین راه انداخت که مسیر مالیات ملک را هموار کند.
دولت چین میداند که در بخش مسکن باید محتاط عمل کند. بنا به تخمینها، حدود یک پنجم درآمد ناخالص داخلی چین به بازار مسکن مربوط است. نگرانی سرمایهگذاران میتواند به سرعت به بحران بدل شود.
در یک نظرسنجی موسسه اف-تی کانفیدنشیال، بیش از بیست درصد پاسخدهندگان چینی که دستکم یک خانه خالی در مناطق شهری این کشور دارند، گفتهاند اگر قانون جدید مالیات مسکن اجرایی شود، خانه خالیشان را میفروشند.
اگر مالکان ناگهان تصمیم به فروش بگیرند، ممکن است قیمتها به سرعت افت کند و بحرانساز شود.
پروفسور لی در این باره میگوید: "سالهاست که اقتصاددانان آگاه در دولت بر ضرورت اعمال مالیات بر مسکن اجماع دارند. مشکل سیاسی است. هیچکس نمیخواهد مسئولیت ترکیدن حباب بازار مسکن به گردنش بیافتد."
«گامی بزرگ» در ذخیره انرژی خورشیدی
تا کنون یکی از موثرترین راهها، بهرهگیری از نمک مذابی است که توسط انرژی خورشید ذوب شده است و میتوان آن را چندین ساعت در جایی انبار کرد و در هنگام شب و زمانی که انرژی خورشیدی وجود ندارد از انرژی نمکهای مذاب برای بخار کردن آب و استفاده از انرژی بخار آب برای به حرکت در آوردن توربینها و در نهایت تولید برق استفاده کرد. اما این روش هم تنها زمان محدودی دارد.
اما محققان دانشگاه چالمرز به روش جدیدی دست یافتهاند. آنها «سوخت» حرارتی خورشیدی تولید کردهاند؛ مایعی که میتواند انرژی خورشیدی را چندین سال ذخیره کند.
مایع حرارتی حساس به نور خورشید در واقع مانند باتری قابلیت شارژ دارد، فقط بهجای برق در آن انرژی حاصل از نور خورشید ذخیره میشود. اجزای این مایع خاص ترکیباتی از ملکولهای عناصر نیتروژن، کربن و هیدروژن است. مولکولهای این مایع زمانی که در برابر نور خورشید قرار میگیرند تغییراتی در ساختار پیدا میکنند و انرژی در میان ذرات آن ذخیره میشود. این تغییرات ربطی به دما ندارد و در دمای معمولی یا سرد هم این ماده انرژی ذخیره شده میان ساختارش را از دست نمیدهد. انرژی را با استفاده از یک کاتالیزور میتوان از ماده گرفت. این انرژی بهصورت حرارت آزاد میشود و از این حرارت میتوان در موتورهای استرلینگ برای حرکت دادن یک میللنگ استفاده کرد و از انتقال حرکت این میله به موتور هم میتوان برق تولید کرد. از این انرژی همچنین میتوان برای گرمایش خانگی استفاده کرد.
مهندسانی که در این طرح فعال بودهاند میگویند ۲۵۰ وات ساعت را میتوان در هر کیلوگرم از این مایع ذخیره کرد که دو برابر بهتر از باتریهای امروز است.
البته همچنان این طرح برای افزایش کارایی نیاز به بهبود دارد. این سامانه برای آنکه بتواند حرارات زیادی تولید کند نیاز به بکارگیری روشهای بهتری دارد. اگر مهندسان بتوانند با انرژی آزادشده مقدار زیادی آب را بخار کنند میتوان از این روش در نیروگاههای بخار استفاده کرد و از انرژی آزادشده بخاری تولید کرد که با فشار بالا چرخپرههای بزرگی را برای تولید برق به چرخش درآورد. تا زمانی که این طرح بتواند پیشرفت کند نیروگاههای حرارتی خورشیدی که از نمک مذاب استفاده میکنند کاراترین سامانه تولید برق خورشیدی خواهند بود.
در یکی از موثرترین روشها، از میان آینههای مقعر سهمویشکل لولههایی رد شده که در آن نمک مذاب جریان دارد. تمرکز نور خورشید توسط آینههای مقعر روی این لولهها، دمای نمک مذاب را تا ۵۵۰ درجه سانتی گراد بالا میبرد. این نمک مذاب پس از جذب انرژی و رسیدن به این دما در مجاورت لولههای آب قرار میگیرد. آب توسط گرمای نمک مذاب بخار میشود و بخار آب هم توربینهای بخار را میچرخاند که در نهایت انرژی این توربینها، ژنراتورهای برق را به حرکت در میآورد.
البته بخشی از این نمک مذاب با دمای بالا در مخازن بزرگی ذخیره میشود تا در هنگام شب و نبود نور خورشید، لولههای آب را گرم و تولید بخار کند. یکی از بزرگترین نیروگاههای برق در جهان که با این روش برق تولید میکند در کالیفرنیای آمریکا قرار دارد. این نیروگاه ۳۵۰ مگاوات برق تولید میکند.
در بررسیهای انجام شده عربستان و ایران در میان بهترین مناطق جهان برای تولید برق از انرژی خورشیدی قرار دارند.

«جشن رنگ» میراث کشور هند است. با این حال چند وقتی است به جمع جشنهای بیگانه در ایران اضافه شده و پای ثابت تورهای آخر زمستان شده است. جشنی که محققان هندی آن را تهدیدی برای طبیعت و مهمتر از آن جان انسان دانستهاند.
به گزارش ایسنا، «هومن یوسفی» ـ مشاور و کارشناس ارشد مدیریت استراتژیک ـ در تحلیل آسیبهای این جشن وارداتی به پژوهشها و نظریات محققان و روزنامهنگاران هندی استناد کرده و نوشته است: «بسیاری از افراد مطلع در هندوستان این جشن را به دلیل آسیبهایش دیگر برگزار نمیکنند. این آسیبها هم جسمی و هم مرتبط با محیط زیست است. در هر حال فرقی نمیکند رنگ شیمایی با فشاری که هنگام پاشیدن دارد ابتدا بدن انسان و بعد هر موجود زندهای را تا شعاع چند کیلومتری آلوده خواهد کرد.
«Satyajit N.singh» نویسنده و روزنامهنگار حوزه علوم و از مدیران موزههای علوم هند در شهر کلکته است. او در مقالهای درباره این جشن مقدس هندیها که تازگی و نابخردانه در ایران شایع شده است، صرفنظر از تاریخ آن و یا افسانههایی که در شرح آن گفته شده و برای هندیها کاملا آشنا است، به فلسفه علمی جشن «هولی» پرداخته و یادآور شده که جشن رنگ در فصل بهار برگزار میشود؛ دورهای که بین پایان زمستان و شروع تابستان است. در این مرحله رشد باکتریها در اتمسفر و در بدن زیاد است و آتش روشن کردن در این جشن باعث کشتن باکتریها میشود.
او میگوید که با روشن کردن آتش، مردم خاکستر بر پیشانی میگذاشتند و با برگها و گلهای درخت انبه به سلامتی خود کمک میکردند. سپس با حرکات رقص و کمک گرفتن از رنگها به احیای بدن خود کمک میکردند، اما این رنگها چه بودند؟
رنگ سبز ترکیبی از برگهای خشک شده درختان، برگهای بهاری، سوزنهای کاج. رنگ زرد متشکل از گل آفتابگردان و کوکب. رنگ قرمز درست شده از رز یا پوست درختان سیب جنگلی، انار، زعفران، مخلوط آهک، زردچوبه و پودر پرتقال. رنگ آبی تهیه شده از انگور بنفش. رنگ قهوهای ترکیبی از برگهای خشک شده چای و برگ درخت افرا و رنگ سیاه که از برخی گونههای انگور تهیه میشد.
به گفته این روزنامهنگار هندی مردم در جشن اصیل هولی، بدن خود را با رنگ میپوشاندند نه اینکه روی دیگران رنگ بپاشند.
او گفته که رنگهای مصنوعی موجود در بازار که اکنون در جشن رنگ استفاده میشود، دارای مواد سمی اکسید سرب، گازوئیل، ید، کروم و سوفلات مس است، بنابراین در جشن رنگ بیش از آنکه طبیعت آسیب ببیند، سلامتی افراد در معرض خطر است.
این روزنامهنگار علمی ترکیب رنگهایی که در این جشن استفاده میشود را اینطور شرح داده است: رنگ سبز حاوی سولفات مس که آلرژی چشم و کوری موقت را ایجاد میکند. رنگ قرمز حاوی جیوه که خطر ابتلا به سرطان پوست، عقب ماندگی ذهنی و فلج و آسیب بینایی را به همراه دارد. رنگ بنفش حاوی یدیدکروم که آسم و آلرژی را سبب میشود. رنگ نقرهای حاوی برمید آلومینیوم که سرطانزا است. رنگ آبی که مشکلات پوستی به دنبال دارد و رنگ سیاه که نارسایی کلیه و ناتوانی یادگیری را موجب خواهد شد.
نویسنده دیگری به نام «Lavanya Donthamshetty » در مقالهای دیگری به چالش این جشن مقدس در هند پرداخته و این پرسش را مطرح کرده است که چطور میشود به مذهب پایبند بود و جشنی با این وسعت تخریب ایجاد کرد؟ »
یوسفی در ادامه این یادداشت عبارت کلیدی «When religious practices destroy the environment» را برای جستوجو پیشنهاد کرده و به فایل پیدیاف مقالهای علمی که با آمار و نمودار به بررسی جشن هولی و تخریب محیط زیست بر اثر آن پرداخته، اشاره کرده و ادامه داده است: «اینها تحلیلهای هندیهای مطلع دربارهی جشنی است که برایشان جنبه مذهبی دارد و حالا به دلایل زیست محیطی به یک چالش تبدیل شده که منسوخ کردن آن یعنی مبارزه با مذهب و ادامه دادن آن یعنی مبارزه با حیات. اما نکته اینجاست چطور جشنی که هندیها بر سر بود و نبودش باهم چالش دارند برای ما این همه جذاب شده است؟ »
این کارشناس ارشد مدیریت استراتژیک یادآور شده است: «از اصول توسعه پایدار در گردشگری این است که باید به فرهنگ دیگران احترام گذاشت بخصوص به مذهب و اگر آن را نمیپسندیم میتوانیم در آن شرکت نکنیم. این اصل زمانی اهمیت دارد که ما در کشور هند به دیدن فستیوال جشن رنگ برویم. اگر تمایل داشته باشیم میتوانیم به جای اینکه از طبیعت کشورمان مایه بگذاریم از جیبمان خرج کرده و به هند سفر کنیم، ضمن گردشگری در این جشن که ماه مارچ سال آینده به مدت دو روز در این کشور برگزار میشود، شرکت کنیم. »
وی معتقد است گاهی یک جاذبه با تغییر جغرافیایی به دافعه تبدیل میشود و در ادامه به دیگر جشنهای وارداتی مثل هاولوین، ولنتاین، هولی و تنکس گیوینگ که در ایران رو به افزایش است، اشاره کرده و نوشته است: «این اتفاق نشاندهنده آن است که جای رویدادی به نام جشن در کشور ما خالی است، یعنی ما برای جشن متولی نداریم.
سازمانی وجود دارد به نام میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری که ظاهرا علاقه ندارد متولی میراث و یا فرهنگ باشد که یا باید نامش را عوض میکرد و یا شرح فعالیتهایش را. اگر این سازمان متولی میراث بود باید برای سر و سامان دادن به جشنهای کهنِ سراسر سلامت، صحت، امنیت و شادی ایرانی تلاش میکرد.
ما ظرفیت قوی فرهنگی برای نشاط مردم داریم که عامدانه آنها را ندید میگیریم و راهمان را کج میکنیم تا نبینیمشان. بنابراین مردم هم راهشان را کج میکنند و از جشنی به نام هولی سر در میآورند.
اقتصاد در همه چیز حرف اول را میزند، اما چون ما به بهرههای کوتاه مدت و سیستم بزن در برو عادت کردهایم، چشممان را بر منافع درازمدت اقتصادی بستهایم، مثلا اینکه از جشن «طبیعتبرانداز» سیزده بدر بسیار راضی هستیم و در تمام شبکههای تلویزیونی و رادیویی آن را تبلیغ میکنیم. این درحالی است که سالهاست با چهارشنبهسوری میجنگیم و به جای فرهنگسازی و تبلیغ درست برای این جشن مردم را حریص میکنیم که از یک ماه قبل مواد محترقه بخرند. ما نمیدانیم چه چیز برایمان خوب است چه چیز بد.
بیشتر آژانسها در شرایط اقتصادی فعلی ورشکستهاند، بعضیها پا روی وجدان میگذارند و برای حفظ خود به جنگ طبیعت میروند و از ناآگاهی و نیازهای مردم سوءاستفاده میکنند. اینجا باز هم متولی اصلی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است که باید نظارت درستی داشته باشد و با استراتژیهای مناسب شرایط را در وضعیت عدم قطعیت کنترل کند. سازمانی به نام محیط زیست هم وجود دارد که عرصه فعالیتش را بسیار محدود کرده، درحالیکه پهنه اصلی این سازمان به وسعت ایران است.»
یوسفی معتقد است: جشن رنگ یک ایرانی را در زمان و مکان دیگری همچون پاییز هزار رنگ جاده اسالم ـ خلخال، زیارت مسجد نصیرالملک شیراز، غرق شدن در منحنیهای کاشیهای فیروزهای، احیای کارگاههای قالی بافی و حمایت از فرهنگ عشایر ایران میتوان یافت.
فناوری هوش مصنوعی؛ تشخیص سرطان از طریق بوی دهان بیمار
تا کنون کاربردهای متنوعی از هوش مصنوعی در رشتههای مختلف به مرحله اجرا رسیده است. این موضوع تنها به رشتههای مرتبط با انفورماتیک و روباتیک محدود نمیشود. از علوم ارتباطات تا پزشکی و علوم نظامی، هوا-فضا و خودرو، دانشمندان از هوش مصنوعی برای پیشرفت در کار خود استفاده میکنند.
اما یکی از کاربردهای مهم فناوری هوش مصنوعی استفاده از آن برای کاهش خطا در علم پزشکی و مهمتر از آن تشخیص بیماری برای درمان به موقع و مناسب است.
مهمترین ویژگی این فناوری در علم پزشکی استفاده و یادگیری از اطلاعات و دادههای ذخیره شده قبلی و تحلیل مقایسهای است.
تشخیص سرطان با تجزیه و تحلیل بوی دهان
یکی از موارد استفاده از فناوری هوش مصنوعی تجزیه و تحلیل ترکیبات شیمیایی بوی دهان است.
نفس انسان دارای ترکیبت شیمیایی است که با حس بویایی نمی توان آن را تشخیص داد. اما دانشمند بریتانیایی یک فناوری مبتنی بر هوش مصنوعی را توسعه دادهاند که قادر به تحلیل و تجزیه دقیق بوی دهان است.
این فناوری از طریق سنسورهای مختلف بوی دهان بیمار را دریافت کرده و پس از بررسی ترکیب های شیمیایی آن یک نمودار سهبعدی ارائه میکند. برای مثال میتوان از طریق این تکنولوژی ابتلای بیمار به سرطان را با تشخیص مولکولهای تنفسی تشخیص دهد.
تشخیص بیماری های نادر ژنتیکی از طریق فرم صورت و کله
یکی دیگر از موارد استفاده هوش مصنوعی در علم پزشکی، تشخیص بیماریهای نادر ژنتیکی است.
ممکن است عحیب به نظر برسد اما بسیاری از بیماریهای مادرزادی و ژنتیی کودکان را میتوان از طیق فرم جمجمه و موقعیت چشم آنها تشخیص داد.
فناوری هوش مصنوعی می تواند از طریق تجزیه و تحلیل فرم اسکن شده جمجمه و مقایسه آن با دادههای پیشین و پایگاه داده خود، بیماری ژنتیکی را تشخیص دهد.
تشخیص زودهنگام برای درمان به موقع
اگرچه هیچ فناوری نمی تواند با تجربه همراه با دانش پزشکان رقابت کند اما از آنجا که تشخیص زودهنگام و درست برخی از انواع سرطان با درمان آن رابطه مستقیم دارد، استفاده از هوش مصنوعی میتواند به پزشکان متخصص نیز کمک کند.
تشخیص انواع ملانوما یا تومور بدخیم پوستی و یا تشخیص پولیپهای (تودهها) دستگاه گوارشی و خوشخیم یا بدخیم بودن آنها از جمله کاربردهای فناوری هوش مصنوعی در علم پزشکی است.
ناسا میگوید: در نتیجه، مدار سیارات در منظومه شمسی در حال گسترش هستند.
طی این مطالعه تحقیقاتی گروهی از دانشمندان ناسا و "موسسه فناوری ماساچوست"(MIT) قادر به یادگیری بیشتر درباره نظریه نسبیت عام "آلبرت اینشتین" شدند. اینشتین متوجه شد خورشید در بهم زدن پیوستگی فضا-زمان اطراف اجسام مؤثر است.
"آنتونیو ژنوا"(Antonio Genova) پژوهشگر ارشد این مطالعه و محقق "موسسه فناوری ماساچوست" مشغول به کار در مرکز پرواز فضایی "گودارد" ناسا طی بیانیهای گفت: چون سیاره عطارد نزدیک ترین سیاره به خورشید است این اثر را واضحتر نشان میدهد. عطارد به دلیل حساس بودن به اثر گرانشی و فعالیت خورشید بهترین شی برای انجام این آزمایشها است.
دانشمندان متوجه تفاوتهای کوچک درحالت عطارد با ترسیم دادههای ردیابی رادیویی برای نظارت بر مکان فضاپیمای "مسنجر" ناسا هنگام ماموریت، شدند. این فضاپیما در سالهای 2008 و 2009 سه بار به عطارد نزدیک شد و بین مارس 2011 تا آوریل 2015 یک بار به دور این سیاره چرخید.
فضاپیمای مسنجر ناسا سوختش تمام شد و به عطارد برخورد کرد که به پایان نافرجام ماموریت در سال 2015 منجر شد. محققان برای این که بیشتردرباره تغییرات نیروی گرانش خورشید در طول زمان و همچنین نسبیت عام بدانند، همچنان از این دادهها استفاده میکنند.
"اروان مازاریکو"(Erwan Mazarico)، متخصص ژئوفیزیک در مرکز پرواز فضایی گودارد ناسا گفت: ما با استفاده از رویکرد علمی-سیاره ای به مسائل دیرینه و بسیار مهم فیزیک بنیادی و علوم خورشیدی پاسخ میدهیم.
وی افزود: ما میتوانیم با در نظر گرفتن این مشکلات از یک دیدگاه متفاوت، اعتماد بیشتری به این اعداد داشته و در مورد تعامل بین خورشید و سیارات بیشتر یاد بگیریم. این دادهها نشان داد که خورشید به تدریج در حال از دست دادن کنترل خود بر عطارد و دیگر سیارات در منظومه شمسی است.
در ادامه اعتراضات صنفی کارگران کارخانه «کیان کُرد» صبح امروز، حدود ۱۰۰ کارگر با تجمع در محور جاده ملایر به اراک، خواستار شکلگیری «تشکل کارگری» در این واحد تولیدی شدند.
منابع خبری ایلنا در کارخانه «کیان کُرد» اعلام کردند: آخرین دوره شورای اسلامی کار کارخانه «کیان کُرد» در سال ۹۴ به پایان رسید اما از آن سال تاکنون؛ دوره جدید هنوز تشکیل نشده است. به همین دلیل کارگران معتقدند شکلگیری این نهاد صنفی در شرایط نامعلوم کارخانه و کارگرانش که در حال حاضر برای معوقات مزدی ۶ ماهه حدود یک ماه به صورت غیرمستمر در اعتصاب هستند، ضرورت دارد.
یکی از کارگران این کارخانه در خصوص علت تشکیل نشدن شورای اسلامی کار در این واحد تولیدی به ایلنا گفت: در فاصله زمانی سه سالهای که از توقف فعالیت آخرین شورای اسلامی کار گذشته است، چندین بار برای ایجاد نهاد صنفی تلاش کردیم اما در هر دوره کارفرما با مانعتراشی مانع از انجام این کار شد.
به گفته این کارگر، در حال حاضر آنچه مانع برگزاری انتخابات و تشکیل شورای اسلامی کار در کارخانه کیان کُرد شده؛ یکی نارضایتی کارفرما و دیگری تعلل اداره کارملایر است.
این کارگر تاکید کرد: پس از حدودا یک ماه از آغاز اعتراضات کارگری در این کارخانه، خلاء نهاد کارگری در این کارخانه بیش از هر زمانی احساس میشود چون شورای سابق این کارخانه همیشه قوی عمل میکرد و محلی برای پیگیری قانونی مشکلات صنفی کارگران به شمار میآمد.
او یاد آور شد: تقویت امنیت شغلی و جلوگیری از اخراج سلیقهای کارگران، وصول مطالبات معوقه مزدی و بیمهای و ... توسط برخی کارفرمایان در گرو ایجاد تشکلهای مستقل کارگری است تا بتوانند در مقابل این ظلمهای آشکار مقاومت کنند.
این کارگر در ادامه پیرامون روند بررسی مشکلات کارگران «کیان کُرد» از سوی مسئولان شهرستان ملایر تصریح کرد: از اولین روز از اعتصاب، مرتبا مسئولان شهرستان در محل اعتراض کارگران حاضر میشوند اما عملا اقدامی در خصوص وصول معوقات مزدیانجام نمیدهند.
وی افزود: همچنین روز گذشته همزمان با اعتراض شماری از کارگران در محوطه کارخانه، رئیس اداره کار و تعدادی دیگر از مسئولان در محل کارخانه حاضر شدند و با وعده پرداخت حداقل یک ماه از مطالبات قصد داشتند به اعتراض کارگران خاتمه دهند.
به گفته وی، کارگران «کیان کُرد» که دستکم یک ماه است دست به اعتراض صنفی زدهاند. وی پایان اعتصاب خود و همکارانش را به دریافت حداقل ۵۰ درصد از مطالبات مزدی خود منوط کردهاند.
به گزارش عصر ایران به نقل از مهر، به روستای دهرضا از توابع شهر ریگان که رسیدیم، جاده ای فرعی داشت که باید آن را می رفتیم تا به دِه حسین آباد برسیم. تا چشم کار می کرد کویر بود و گاهی در جاده و بیابان سراب دیده می شد. حتی در این زمستان بی باران نیز به راحتی می توانستیم حدس بزنیم که در تابستان اینجا چه حرارتی می بارد.
حسین آباد و روستاهای اطرافش بی آب و علف تر از آن بودند که بتوان نام آبادی بر آنها نهاد. طوفانِ خشکسالی تمام منطقه را درنوردیده و فقر، قامت مردمانش را خمیده کرده بود.
از روستای سنی نشین دهرضا در یک جاده فرعی، ۴۰ کیلومتر در دل کویر جلو رفتیم که چند خانه کپری دیده شد. به آنجا که رسیدیم چند نفر از اهالی روستا به استقبال ما آمدند.
نزد بزرگ ده رفتیم. با خوشرویی از ما استقبال کرد اما وقتی به او گفتیم که چند جمله ای را جلوی دوربین ما حرف بزند حاضر نشد. دلیلش را که پرسیدم گفت هرسال دهها نفر از مسئولین با دوربین به اینجا می آیند و با ما عکس می گیرند و به ما قول می دهند که آب آشامیدنی برای ما تامین کنند. جاده ما را آسفالت و کانکسی برای مدرسه بچه هایمان دایر کنند اما سالهاست هیچکدام از این وعده ها عملی نشده است.
«شیرمحمد» بزرگ دِه صحبت های خود را اینطور ادامه داد: جادهی ما خراب است و ما وسیلهی نقلیهای نداریم. گاهی هنگامی که کسی از اهالی دِه مریض می شود تا سر حد مرگ می رود.
ما مسیر دِه تا اولین جادهای که ماشینی از آن عبور کند را با شتر تردد می کنیم. همین هفته گذشته یکی از اهالی دِه قلبش درد گرفت و ما تا به شهر رفتیم تا ماشینی را برای حملش به دِه بیاوریم فوت کرد.
او می گوید: زنان ما هنگام زایمان یا سر زا می روند یا در بدترین شرایط ممکن نوزادان خود را به دنیا می آورند. هیچ ماشینی حاضر نیست از شهر به اینجا بیاید مگر اینکه حداقل ۵۰۰هزار تومان از ما کرایه بگیرد.
سال گذشته از دِه پایین با شتر چندین نهال به اینجا آورده ایم ولی به خاطر کم آبی خشک شده اند.
یکی از جوانترهای دِه صحبت های بزرگدِه را اینطور ادامه داد: قنات های این دِه حدود ۲۰سال است که خشک شده اما به ما موتور پمپی برای کشاورزی نمیدهند و میگویند شما سند زمین هایتان را ندارید.
بارها به مسئولین گفته ایم که این روستای آبا و اجدادی ماست و در آن زمانها بزرگترهای ما هرگز به فکر سند گرفتن برای این برهوت خشک نبودند.
وی ادامه داد: نزدیکترین مرکز درمانی، از اینجا ۸۰ کیلومتر فاصله دارد و ما همیشه در دوران بارداری همسرانمان نگران این انتقال و جابجایی هستیم.
از تمام اهالی روستای حسینآباد فقط ۲ نفر به مدرسه میروند!
از تمام بچههای این دِه فقط ۲ نفر به مدرسه می روند آن هم چون پدرشان یک موتور دارد. نزدیک ترین مدرسه به این روستا ۴۰کیلومتر فاصله دارد و دو پسر ۷و ۹ ساله از میان تمام دختران و پسران دِه ادامه تحصیل می دهند.
با چند تن از زنهای این روستا به گفتگو نشستیم. آنها پیش از آب و جاده؛ دغدغهی تحصیل فرزندانشان را دارند.
سمیه یکی از زنهای ده می گفت: شوهر من در زلزله ی بم زیر آوار جانش را از دست داد و از آن زندگی فقط برایم یک پسر مانده که حالا برای خودش مردی شده اما هیچوقت فرصت درس خواندن را پیدا نکرد. او اکنون ۱۵ساله است و گاهی به همراه دایی هایش در زمین های کشاورزی دیگران کار می کند.
سمیه می گوید تا حالا هیچ پزشکی یا ماموری از مراکز بهداشت برای دیدن ما نیامده است. شنیده ایم که آنها روستاهای نزدیک شهر را سرکشی می کنند اما هرگز به اینجا نیامده اند
سمیه می گوید تا حالا هیچ پزشکی یا ماموری از مراکز بهداشت برای دیدن ما نیامده است. شنیده ایم که آنها روستاهای نزدیک شهر را سرکشی می کنند اما هرگز به اینجا نیامده اند. بیماری های هرچند معمولی در بدن ما کهنه می شود. خیلی از اهالی دِه بر اثر یک سرماخوردگی ساده، نفس تنگی گرفته اند زیرا حتی یک قرص هم برای درمان پیدا نمی شود.
سمیه با اشاره به زن دیگری به نام فاطمه گفت: روزهای آخر دوران بارداری به پراضطراب ترین روزهای زندگی هر زن تبدیل می شود.
از فاطمه که سن و سالش را پرسیدم. با یک مکث طولانی و اندکی فکر کردن گفت ۳۰ ساله ام. فاطمه شش بچه داشت که بزرگترین آنها ۱۲ساله و کوچکترین آنها ۲ ساله است.
فاطمه می گفت از تمام بچه های دهِ حسین آباد، فقط ۲تا از پسران من به مدرسه میروند آن هم چون شوهرم یک موتور دارد و می تواند هر روز آنها را به مدرسه برساند.
فاطمه ادامه داد: شوهرم مدت هاست که بیکار است. قبلا در زمین های کشاورزی دیگران کار میکرد که آنها هم بعد از خشکسالی دیگر کشت نکردند.
فاطمه می گفت: البته ما چون شناسنامه داریم یارانه می گیریم و زندگیمان را می گذرانیم. بعضی از اهالی دِه حتی شناسنامه هم ندارند.
ما اگر یارانه نگیریم از گرسنگی میمیریم. بچه هایمان را با همین اندک یارانه بزرگ می کنیم.
از فاطمه پرسیدم که دلت میخواهد بچه هایت به شهر بروند،جواب داد: زندگی در شهر پول میخواهد که ما نداریم. دلم میخواهد بچههایم در کنار خودمان زندگی کنند. اگر زمین های آبا و اجدادی ما را به ما پس دهند و موتور پمپی اینجا دایر کنند، کشاوزی رونق میگیرد و مردم دِه از بیکاری نجات پیدا میکنند.
یونجه قوتغالب اهالی حسینآباد
مردم این روستا آب آشامیدنی ندارند و از اندک آبی که برای کشت و کار به آنجا میرسد استفاده می کنند. اهالی دِه حسین آباد در کنار کپرهایشان چند صد متر مربع یونجه کاشته اند.
مردم این دِه از آب غیرقابل شرب استفاده می کنند، تخم مرغ و یونجه قوت غالب مردم این دِه بهشمار می آید. مقداری از یونجه های کاشته شده را برای حیوانات و مقداری هم را برای مصرف خود کنار می گذارند. هر خانوار حدود ۷ راس گوسفند داشتند که بعضا دام هایشان هم برای ارباب بود. دام ارباب یعنی دام هایی که توسط فرد دیگری به آنها داده شده که از آنها نگهداری کنند.
روستای حسین آباد در انتهای یکی از جاده های فرعی روستای دهرضا است. اینجا آبی برای حمام وجود ندارد. اهالی این روستا چند هفته ای یک بار به حمام می روند، سرویس بهداشتی ندارند و برای دستشویی به صحرا می روند. به علت تعریق زیاد و شستشوی دیر به دیر لباسها، بعضا به بیماریهای قارچی مبتلا شده اند. یکی دیگر از علت بیماریهای قارچی و اسهال و استفراغ اهالی دِه ، استفاده از آب غیرقابل شرب و نداشتن سرویسهای بهداشتی حتی در حد همان روستا است. اگرچه ازدواج های فامیلی و نزدیک در بین آنها رواج داشت اما خوشبختانه اثری از بیماری تالاسمی در آن اطراف دیده نمی شد.
ماکروفرها هم به اندازه خودروها باعث آلودگی جو میشوند
@amookhtan
آلایندههایی که ماکروفرها در طول یک سال دراروپا تولید میکنند با گاز کربنیک حاصل از ۷/۷ میلیون خودرو برابری میکند. به عقیده محققان، کاهش مصرف این وسیله و آگاهی دادن درباره مصرف صحیح آن باید مورد توجه قرار گیرد.
@amookhtan
آماده کردن یک کاسه پف فیل در عرض یکی دو دقیقه در ماکروفر در نظر اول بیضرر به نظر میرسد، اما همین وسیله کوچک که بسیار در آشپزی به ما کمک میکند، برای محیط زیست بس خطرناک است.
@amookhtan
در تحقیقی که نتیجه آن در ۱۸ ژانویه ۲۰۱۸ در مجله Science of the Total Environment به چاپ رسید، برق مصرفی ۱۳۰ میلیون ماکروفر موجود در اروپا بهمدت یکسال محاسبه شده است. محققان میگویند که برای تامین برق مصرفی این دستگاهها، بهاندازه ای که ۷/۷میلیون خودرو گاز کربنیک تولید میکنند، آلاینده به جو تحمیل میشود.
@amookhtan
در این پژوهش که توسط دانشگاه منچستر انجام شده است، گاز کربنیک ایجاد شده از مراحل ابتدایی تولید ماکروفر تا تبدیل شدن آن به زباله محاسبه شده است.
@amookhtan
به نظر میرسد که با گسترش فرهنگ مصرفگرایی در اروپا و با کاهش قیمت تمامشده وسایل آشپزخانه، آسیب به محیط زیست هر روز بیشتر و بیشتر میشود.
@amookhtan
یکی از پژوهشگران تیم دانشگاه منچستر میگوید: «مصرف برق ماکروفرها بیشترین آسیب را به محیط زیست وارد میکند. میزان آلایندههایی که ۱۹ ماکروفر در یک سال تولید میکنند با یک خودرو برابری میکند.»
@amookhtan
محققان اعتقاد دارند که برای کاهش استفاده از ماکروفر و آگاهی دادن درباره استفاده صحیح از این وسیله باید تلاشهایی صورت بگیرد. بهعنوان مثال، با تنظیم صحیح دستگاه براساس نوع غذا، برق مصرفی این دستگاه کاهش مییابد.
@amookhtan
تعداد فروش ماکروفر در اروپا هر ساله افزایش مییابد. تخمین زده میشود که فروش سالانه ماکروفر در این قاره تا آخر ۲۰۲۰ به ۱۳۵ میلیون دستگاه برسد.
@amookhtan
عضو هیات رییسه کمیسیون قضایی مجلس گفت: بهتر بود قاضی پرونده سارق مشهد با بررسی اجمالی زندگی این فرد و گرفتاری ها و مشکلات معیشتی مردم حکم دیگری را انتخاب می کرد.
یحیی کمالی پور، در واکنش به اعلام خبری مبنی بر اجرای حکم قطع دست سارقی در مشهد، گفت: صرف نظر از طی شدن روال قانونی پرونده و همچنین تایید حکم در مراجع ذی صلاح اما نگاه به جوانب این قضیه می تواند قابل بحث، بررسی و تامل باشد زیرا در کشور شاهد اختلاس های میلیاردی، رانت خواری ها، ویژه خواری ها، جرائم سنگین تر و به مراتب خانمان براندازتر از یک سرقت در مشهد هستیم.
نماینده جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی، افزود: به طور قطع رای سارق مشهد برابر مقررات و طبق قانون صادر شده اما بهتر بود قاضی پرونده با بررسی اجمالی زندگی این فرد و گرفتاری ها و مشکلات معیشتی مردم حکم دیگری را جای قطع دست انتخاب می کرد، یکی از مسائل موضوع سابقه تکرار جرم است، و این جای بسی تعجب است که قاضی چگونه چنین حکمی را صادر کرده است.
وی افزود: بعد از مدت ها چنین حکمی در کشور اجرایی شده بنابراین نگاه های بین المللی نسبت به آن منفی خواهد بود و از سویی مردم نیز روی خوشی به این موضوع نشان ندادند.
نماینده جیرفت و عنبرآباد در مجلس دهم، با تاکید بر اینکه مجازات ها باید بازدارنده باشد، تصریح کرد: مجازات ها برای متنبه شدن متهمان و پیشگیری از جرائم در جامعه در نظر گرفته می شوند اما متاسفانه انعکاس خبر قطع دست سارق مشهد احساسات مردم را جریحه دار کرد و تاثیر چندانی در کاهش جرائم نخواهد داشت.
حکم قطع دست دزد 34 ساله ای که به سرقت گوسفندان روستاییان در شهرهای مختلف خراسان رضوی و جنوبی، اعتراف کرده بود، ساعت 9 صبح روز گذشته در زندان مرکزی مشهد به اجرا درآمد.